با توجه به علاقمندی که دوستان نسبت به تاریخ زنده ی صد سال اخیر محال گرگرجناب آقای حاج حبیب الله شاپوری گرگری نموده اند ، از امروز خاطرات ایشان را که در حقیقت تاریخ یک صد سال اخیر این منطقه میباشد برایتان درج میکنم و همین خاطرات را در گروه سرزمین ارس نیز منتشر مینماییم باشد که تاریخ روشنی از منطقه در دست داشته باشیم . از عکس های یادگاری قدیمی شما هم میتوانیم بنام خودتان در زیر این مطلب استفاده میکنیم . البته مطالب جدیدی هم آقای شاپوری اضافه خواهند نمود .
بنام هستی بخش جهان و جهانیان
مقدمه
با اینکه از اوان طفولیت و دوران تحصیلات ابتدائی در ذهنم خطور می کرد چه بهتر می بود انسان از روزی که تقریباً خود را شناخت و وارد در جمع و اجتماع می شود سرگذشت و پیشامدهای زندگی را جزء به جزء در دفتری یادداشت کند . تا پس از طی دوران تحصیلی و سنین بالا با مرور به دفتر مذبور که واقعاً سند و مدرک گویای زندگی شخص است چقدر محظوظ و مشعوف و ای بسا مغموم و مهموم می گردد چنانکه اطلاع کامل دارم هستند از اشخاصی که اگر از دوران طفولیت هم چنین مجموعه ای جمع آوری نکرده باشند ولی بر بسیاری از یاران شغلی خود که چنین مجموعه تهیه کرده اند تاسف کردند . برای شخص اینجانب که مقدور و میسور نشد ولی چه باید کرد که تقدیر چنین بوده است .افسوس بر آن عمر گرانمایه که بگذشت
ما ازسره تقصیر و خطا در نگذشتیم
واقعاً چه لحظات خوشی را پشت سر گذاشتیم . چه دقایق پرارزشی بود آن دقایقی که با یکعده اطفال معصوم و پاک دلی در محفل انس و کانون گرم و پر محبت ، چون کلاس درس همه و همه دور هم جمع ، حواس خود را معطوف به یک نکته متوجه و به تذکرات دلنشین علمی و ادبی معلم مهربان و دلسوز خودمان سراپا گوش بودیم . چه سعادتی بالاتر از این ساعات در طول زندگی نصیب شخص می تواند باشد که فراگیری از چشمه فیاض علم و معرفت و تعلیم دهنده صادق و مصدقی بنام معلم . آری معلم تعلیم دهنده علم و ادب و اخلاق و دانش که فراخوانی می کند و بر یادگیری مجهولات اجتماعی ما ، همت می گمارد چقدر ناسپاسی است که ما قدر والای این مجسمه ی عالی و متعالی را ندانیم و از یاد و نام تک تک آنان غفلت ورزیم . سوگند بر آنچه بزرگ است و مقدس و آنچه نزد آحاد بشر محترم است . بنده ی حقیر آنی از یاد نام معلّمین بزرگوار خود غفلت نکرده ام . همچنانچه یاد و نام والدین فراموش نشدنی است بر حسب مراتب اعتقادی و بر حسب سفارش و توصیه بزرگان دینی جزو فرایض ایمانی است در کلیه مراحل زندگیم چه در خلوت و چه در جلوت ادای وظیفه در این رابطه را ترک نکرده ام .اولین معلمی که بر من الف و لام را تعلیم نمود در مهر ماه 1307 شخصیت بزرگواری بود بنام آقای علی دهاتی از اهالی قریه اردکلوی مرند ، از خدای سبحان بر روح پرفتوح آن مرحوم درود میفرستم و طلب مغفرت و آمُرزش مینمایم . مدیر مدرسه فردی بود بنام علی کسمایی تبریزی که از مهرماه 1305 موسس مدرسه فردوسی گرگر بودند و ولی ازسال تحصیلی1308 بمدیریت مدرسه پهلوی جلفا منتقل و به جای وی باباخان بهپور تبریزی از طرف اداره ایالتی اعزام شدند که فردی منضبط بودندو در پاییز سال 1309 ایشان به تبریز منتقل و بجای وی فردی بنام میرزا قربانعلی پریش که اهل نعمت آباد باسمنج تبریز بود اعزام گردیدند که تا آخر سالتحصیلی 1316-1317 در این سمت بودند . معلم کلاسهای دوم و سوم ابتدایی آقای میر رزاق عدنان طباطبائی تبریزی ، معلم کلاس چهارم و قانوناً مدیر مدرسه همان میرزا قربانعلی پریش بودند و عملاً آقای ادنان طباطبائی عهده دار و دروس ما را تدریس می کردند که در نتیجه در خرداد 1311 با گذراندن امتحان خرداد ماه 1311 فارغ التحصیل چهار سال ابتدایی شدیم
چون هنوز مجوز تاسیس کلاسهای 5 و 6 صادر نشده بود و بعلت فقر مالی ادامه تحصیل در مرند و تبریز هم که مقدور نبود یکی دو سال را ناچاراً با پرداخت ماهانه پنج ریال بابت شهریه یکماهه دروس تمام مواد کلاسهای 5 و 6 را از معلمین مدرسه فردوسی گرگر عصرها بصورت خصوصی تحصیل نمودیم تا با احداث ساختمان مدرسه شش کلاسه که در شهریور 1314 تکمیل و به بهره برداری رسید با وصول مجوز دایر شدن کلاس پنجم ابتدایی دولتی از مهر ماه 1314 با ثبت نام در کلاس پنجم ابتدایی مشغول تحصیل شدم . از اول مهر همین سال آقای میرزا محسن عاصمی تبریزی بآموزگاری کلاس پنجم از طرف اداره معارف ایالتی استخدام و اعزام شدند . واقعاً معلم بسیار پرذوق و تحرک عالی داشت با اینکه بورزش بویژه فوتبال بازی علاقه وافری داشت معلم بسیار ادیب و دانشمند و به شعر و شاعری عشق می ورزید در همین سال چند غزل از اشعار مرحوم شهریار که سروده هایی از سالهای قبل پیش او بود از ایشان به یادگار دارم که در هیچ یک از دیوان های ترکی و فارسی وی ندیده ام خلاصه با حضور در جلسه امتحانی خرداد 1316 که دانش آموزان 6 ابتدایی مدارس جلفا و علمدار و گرگر در سالن مدرسه نظامی علمدار شرکت و اولین فارغ التحصیلی 6 ابتدایی منطقه بودیم .یاد و نام کلیه معلمین گرامی باد رحمه الله علیهم اجمعین 

چون صحبت از معلم و معلمی شد از معلمین رسمی دولتی که در تعلیم و تربیت ما زحمت کشیده بودند یادآوری گردید ولی به نظر خودم دور از انصاف است که یادی از تنها شخصیت ممتاز علمی منطقه مرید و مراد قلبیم مرحوم مغفور از آقای میرزا عباس رضی زاده فرزند میرزا رضی فرزند میرزا حسین سلطان گرگری غفلت کرده باشیم . با اینکه نامبرده از لحاظ معلومات علمی در صرف و نحو فقه و فقاهت و حتی منطق و اصول و حکمت از افراد ممتاز منطقه بودند فقط به شغل کشاورزی بسنده می کردند از لحاظ تعلیم و تربیت بر ضمنه ما صاحب حقند زیرا در سالهای 1324 و به بعد با دایر کردن محل کوچکی در محل هر روز بعد از پاسی از شب گذشته از محضر ایشان به یادگیری صرف و نحو عربی می پرداختیم
تا جاییکه جامع المقدمات را که شامل صرف میر و تصریف و عوامل النموذج صمدیه باشد از محضر ایشان به طور دقیق تحصیل نمودیم در ضمن از خطبه های نهج البلاغه و باب طهارت کتاب شرایع و غیره را به ما تعلیم می دادند بنده تصور نمی کنم روزی و لحظه ای که به یاد والدین خود باشم از یاد و نام این بزرگ مرد غفلت نمایم رحمه الله علیه